مشكلات اقتصادي كشور, حركت بسوي جذب سرمايه‌گذاري خارجي را اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد. در اين راستا نگاه برخي تحليلگران كشور بسيار احتياط‌آميز بوده و از عوارض منفي و وخيم سرمايه‌گذاري خارجي بر برخي از صنايع كشور خبر مي‌دهند.
    با توجه به آنكه يكي از ابعاد موضوع سرمايه‌گذاري خارجي, تأثيرات آن بر توسعة تكنولوژي و ارتقاي سطح كيفي صنايع داخلي است, در شبكة تحليلگران تكنولوژي بايستي اين مباحث به دقت مورد توجه قرار گيرند. در زير خلاصه‌اي از سرمقالة مجلة "شيمي و توسعه" (شمارة 4) كه دو مثال عيني از اثرات منفي سرمايه‌گذاري خارجي بر صنايع داخلي را بررسي كرده است, مشاهده مي‌شود:

الف) صنعت تايرسازي :

     يكي از صنايع مهّم شيميايي كه در حال حاضر مورد توجه سرمايه‌گذاران خارجي قرار گرفته است، صنعت تايرسازي است. اكنون شركت ميشلن با در اختيار گرفتن 18.3 درصد بازار تايرسازي جهان در سال 1998 و 13.675 ميليارد دلار فروش، درصدد برآمده است تا بيش از 50 درصد سهام يكي از شركتهاي تايرسازي ايران را خريداري كند، تا ضمن در دست گرفتن مديريت آن شركت، در بازار تاير ايران و احياناً منطقه حضور جدي پيدا كند. ورود شركتي همانند ميشلن پي‌آمدهايي را در برخواهد داشت كه به طور اجمال به آنها اشاره مي‌شود:
1- با پيوستن ميشلن به شركت مذكور، ماشين‌آلات كنوني شركت به منظور انتقال تكنولوژي تغيير خواهد كرد. اما اين تكنولوژي غير بومي كه صرفاً به منظور رسوخ در بازار داخلي و احياناً منطقه‌اي خواهد بود، براي حفظ مزيت خود در عرصة رقابت محرمانه خواهد ماند و پديده‌اي به نام انتقال تكنولوژي شكل نخواهد گرفت. درنتيجه ضربه‌اي جدّي به ساير شركتهاي تايرسازي در ايران كه قدرت رقابت با ميشلن را ندارند، وارد مي‌آيد. مرحلة بعدي اين خط‌مشي چيزي جز مسابقة بدفرجام شركتهاي ايراني در جلب حمايت و ادغام در شركتهاي خارجي و نابودي مالكيت ملي اين شركتها نخواهد بود.
2- با آمدن محصول ميشلن به بازار داخلي، به دليل مرغوبيت آن، اين شركت بازار را قبضه خواهد كرد. تعبير خوش‌بينانه اين است كه شركتهاي ديگر در رقابت با آن، كيفيت محصول خود را بالا ببرند. اما ارزيابي واقع‌گرايانه دال بر اين است كه شركتهاي داخلي مشتريان ثروتمند خود را به تدريج از دست خواهند داد. چرا كه شركتهاي ضعيف در عرصة رقابت ناچار خواهند شد به منظور جلب مشتريان به ويژه اقشار كم درآمد، محصولاتي را توليد نمايند كه با قيمتهاي بسيار نازل‌‌تر در مقايسه با محصولات ميشلن، به بازار راه پيدا كنند و اين كاهش كيفيت، سرانجامي جز سوء شهرت براي محصولات داخلي را، به دنبال نخواهد داشت.
3- شركتهاي موفق تايرسازي كه از مديريت توانمندي نيز برخوردار بوده‌اند، به دليل آنكه امكانات ميشلن(از نظر سرمايه و تكنولوژي) را ندارند، با بحران جدي مواجه خواهد شد. اين گروه هر چند نسبت به گروه قبلي وضعيّت بهتري خواهند داشت، ولي بهر حال نسبت به رقباي قدرتمند خارجي همچون ميشلن، حرف چنداني براي گفتن نخواهند داشت و شركتهاي خارجي ضمن كسب سود فراوان، اينگونه شركتهاي فعال را دچار مشكل كرده، يا در نهايت به ثمن بخس به تملك خود در خواهند آورد.
     در حالي كه اگر شركتهاي تايرسازي با تمركز مالكيت و مديريت براي ارتقاي تكنولوژي، گسترش امر تحقيق و توسعه و افزايش توان رقابت خود بكوشند، صدها ميليارد دلار امكانات ملي ( مانند جاده‌ها، نيروگاهها، پالايشگاهها، خطوط برق، گاز، آب و …) به صورت مفت و مجاني در اختيار سرمايه‌گذاران خارجي قرار نخواهد گرفت تا تحت عنوان مشاركت از آنها رندانه بهره‌برداري كنند. صاحبان سهام و اعضاي هيئت مديره و مديران عامل شركتهاي دولتي و خصوصي بايد متوجه اين موضوع باشند كه تنها سود و درآمد مقطعي، پاسخگوي منافع بلندمدت كشور نخواهد بود.

ب) صنعت سيمان :

     صنعت سيمان نيز اكنون وضعيت مشابهي پيدا كرده است و يكي از كشورهاي اروپايي در فرايند خريد چند شركت سيمان فعال شده است كه در صورت شكل‌گيري اين پديده، تحولات زير اجتناب‌ناپذير خواهد بود:
1- كشورهاي اروپايي به منظور حفظ محيط‌زيست خود و دست‌يابي به نيروي كار و انرژي ارزان درصدد هستند كه صنعت سيمان خود را به كشورهاي ديگر منتقل كنند و خود به واردكنندة سيمان تبديل شوند. در اين ميان صنعت سيمان در ايران، كه تحت تأثير خط‌مشي سازندگي سرمايه‌گذاري وسيعي(حتي براي صادرات) كرده است، هدف مناسبي به نظر مي‌رسد. بايد بيانديشيم كه صدور سيمان با قيمت تني حدوداً 20 دلار چه ارزش افزوده‌اي مي‌تواند داشته باشد كه با هدر دادن انرژي و نيروي كار ارزان و قرباني كردن محيط‌زيست، كشور را محل تاخت و تاز شركتهاي خارجي قرار دهيم؟
2- با خريد عمدة سهام صنعت سيمان و كسب مديريت اين شركتها توسط خريداران اروپايي، طبيعتاً صادرات سيمان به اروپا در اولويت قرار خواهد گرفت. با توجه به اينكه بازار سيمان اروپا امكان جذب سيمان زيادي دارد، افزايش قيمت سيمان براي مصرف‌كننده‌هاي داخلي اجتناب‌ناپذير بوده و به تبع آن فعاليتهاي عمراني دچار مشكل خواهند شد. در اين روند حتي اگر قيمت سيمان صادراتي دو برابر شود، با توجه به اولويت حفظ محيط‌زيست در اروپا و مزيت انرژي و نيروي كار ارزان در ايران، مصرف‌كنندة اروپايي از آن استقبال خواهد كرد ولي آيا بازار داخلي تحمل چنين افزايش قيمتي را خواهد داشت؟
3- به دليل نوع مديريتهاي داخلي و استهلاك صنايع سيمان، اين موضوع اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد كه در عرصة اين رقابت، ساير كارخانجات در دو راهي تعطيل يا فروش به خريداران اروپايي قرار گيرند. بنابراين جا دارد كه با يك دقت كارشناسي به موضوع سرمايه‌گذاري خارجي بپردازيم.
تعامل با جهان خارج مورد انكار نيست، اما داشتن يك نگاه ايدئولوژيك به امر جهاني‌سازي بدون توجه به منافع ملي سرنوشتي بهتر از روسيه، مكزيك، برزيل و كشورهاي آفريقايي را براي ما رقم نخواهد زد.
(پايان نقل قول همراه با تلخيص سرمقالة مجلة شيمي و توسعه، شمارة 4)
جهت مطالعة بررسي دقيقتري پيرامون تأثيرات سرمايه‌گذاري خارجي بر توسعة تكنولوژي ملّي, رجوع كنيد به:
آيا سرمايه‌گذاري خارجي به نفع توسعة تكنولوژي ملّي است

http://hepge.itan.ir